نيست‌، ولي مي‌تواند به حفظ آن ياري كند. ابوالفرج (سيزدهم ـ 2)، زبان و فرهنگ سرياني را بي‌شك به مقام والايي رساند، ولي وقتي مردم سرنوشت زبان خود را به كشيشان واگذاشتند، تلاش او بي‌حاصل بود. سرياني و قبطي‌، هم‌چنان كه در بالا نشان داديم‌، محكوم به فنا شدند، زيرا استفاده از آنها را براي زندگي روزمره گناه مي‌شمردند. احساس مشابهي در ميان يهوديان‌ وجود داشت و چندان نيرومند بود كه تاحدي مانع از نوزايي چشم‌گير عبري در زمان خود گردد (اُسيريس 2، 448). ولي زبان عبري نجات يافت و اين به دليل نيرو و فردگرايي يهود بود. اين‌ مردم هرگز حاضر نشدند زبان دين خود را به طلاب ديني واگذارند، بلكه يك يهودي با سواد هميشه موظف بود زبان خودش را به‌خوبي بداند تا بتواند كتاب‌هاي مقدس را بخواند. تشريفاتي كه براي مراسم بلوغ پسران يهودي انجام مي‌گيرد، يعني پذيرفته‌شدنشان براي اداي‌ وظايف افراد بالغ كه شامل امتحاني از معلوماتش در زمينه‌ٴ زبان مقدس است‌، چون بايد بخشي‌ از (منتخب هفتگي تورات‌) و هَـفطَرَه (درس‌هاي گرفته شده از پيامبران‌) را با صداي بلند بخواند.
براي والدين و دوستان موٴمن اين موٴثرترين بخش مراسم به شمار مي‌آيد.1 بي‌شك آزمايش بار مِظْوَه در آن زمان هم مانند امروز ثابت نمي‌كرد جواني كه آن را با موفقيت گذرانده داراي معلومات عميقي در زبان عبري است‌. اغلب امتحان نارسا، يا شايد سرسري بود، ولي بدون آن اوضاع خيلي‌بدتر مي‌شد. معلومات مقدماتي عبري كه در كودكي‌ كسب مي‌شد، مرد را قادر مي‌ساخت اگر مي‌خواست بعدها معلومات بيشتري به دست آورد و مانند دري گشوده بود؛ ولي بدون آن معلومات مقدماتي اين در بسته مي‌ماند. بدون مقدمه‌ خواندن متن عبري مستلزم معلومات كافي بود؛ چندان كه حتي در اوايل حَزَّن (دايرةالمعارف‌ يهود 6، 284، 78)، يعني سرپرست و قاري رسمي كنيسه‌، اشخاص را در خواندن ياري مي‌كرد و برايش فرقي نمي‌كرد كه آن شخص خواندن مي‌دانست يا نه‌، تا اگر احياناً كسي خواندن‌ نمي‌دانست نزد ديگران شرمنده نشود.2
تفاوت ميان زبان‌ها در نهايت تفاوت ميان اقوامي است كه بدان‌ها تكلم مي‌كنند. زبان عبري‌ گرفتار فراز و نشيب‌هاي هولناكي شد، كه بدترينش ترك آن از سوي متفكران برجسته و رو نهادن‌ به زبان‌هاي ديگر بود. ولي علي‌رغم همه‌ٴ اين‌ها زنده ماند، چون قوم يهود آن قدر دوستش داشت‌ كه مانع نابودي‌اش شود، زيرا ايمانشان نيرومند و سخت‌گير بود. ازاين‌رو، زبان پس‌از آن‌كه ترك‌


1 .اين مراسم بسيار قديمي است‌. ولي نامش بار مِظْوَه (پسر امرد، يا تازه بالغ مكلف‌) را نمي‌توان پيش از سده‌ٴ چهاردهم در جايي يافت‌. مراسم وقتي انجام‌ مي‌گيرد كه پسر سيزده سالش را تمام كرده باشد و اين سن متوسط بلوغ مرد در خاور نزديك است (دايرةالمعارف يهود 2، 509 ـ 510؛ 1902؛ چاپ جديد آن 3، 1034 ـ 1037، 1929).
Abrahams p. 18, 1896 .2